السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

422

تفسير هدايت (فارسى)

و هر دو گفته نادرست است و با و جدان و فطرت ما موافق نيست . درست آن است كه خدا كاينات را به رحمت خود آفريده و بشر را براى آن آفريده است كه از رحمت خودش او را بهره‌مند سازد ، ولى ذات مخلوق نيستى و ناتوانى و نقصان باقى مىماند ، و از همين عجز بزرگداشت چيزهاى سلبى و منفى پديد مىآيد ، ولى در او ناحيه‌اى از خير باقى مىماند كه به تجليات پروردگارش تعلق دارد ، و بخشش او غالبا بر جانب شر مىچربد ، بدان سبب كه رحمت او گسترده‌تر از غضب او ، و فضل او بزرگتر از عدل او سبحانه و تعالى است . خدا هر زنده‌اى را چنان آفريده است كه جانب خير را بر مىگزيند و از جانب شر در نفس خود و در آفريدگان محيط بر خود پرهيز مىكند ، و انسان به نوبهء خود مجهز به وحى و عقل و غريزه است تا به وسيلهء آنها از شر دورى جويد ، و پناه بردن به خدا شكلى از اشكال پرهيز كردن از شرور است . « مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ - از شر آنچه آفريده شده است . » شك نيست كه روان كردن واجبات شريعت يكى از مهمترين و برجسته‌ترين اشكال فرار از شرّ است ، بدان سبب كه ما را به راههاى سلامت و وسايل نجات رهبرى مىكند . [ 3 ] شب با تاريكى و وسواس و چيزهايى كه در شب مىآيد مىرسد ، و در پناه تاريكى آن بعضى از حشرات و جانوران وحشى به حركت در مىآيند ، و تبهكاران و كيد كنندگان به فعاليت بر مىآيند ، و بر بعضى بيمارى و اندوه مستولى مىشود ، و غريزه‌ها و شهوتها در نبودن رقابت اجتماعى شدت پيدا مىكند ، و آدمى نيازمند عزم و ارادهء اطمينان بخشى مىشود تا بر شب و خطرهاى آن پيروز شود ، و به همين سبب از آنها به او پناه مىبرد . « وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ - و از شرّ شب تاريكى كه در مىآيد . » گفته‌اند : غسق شدت تاريكى است ، و غاسق شب است يا كسى كه در ميان آن حركت مىكند ، / 459 و وقب به معنى داخل شدن است . بعضى گفته‌اند كه شب بدان سبب غاسق است كه از روز سردتر است ، و